محمد مهدى ملايرى

215

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ملكى را در تمام عمر يا براى مدت طولانى به كسى واگذار كنند و آن را به اصطلاح دوره‌هاى بعد در تيول او قرار دهند . خاتم للخراج - و آن مهرى بوده كه گزارشهاى مالى و جز آن را كه صاحب خراج ( ايران آماركار ) آن را به حضور شاه مىبرده و به نشانه تصويب و دستور اجرا با آن مهر مىكرده‌اند . استاد فقيد كريستين سن از روايت ابن مقفع يك مهر هم براى محكمهء جنائى نقل كرده « 1 » كه در اين روايت بلاذرى ديده نشد . مسعودى چند مهر از خسرو انوشروان را براى كارهاى زير نام برده و آنها را بدين‌گونه وصف كرده است : خاتم للخراج ( مهرى براى خراج ) نگين آن عقيق و نقش آن عدل بود . خاتم للضياع ( ضياع به معنى ديه‌ها و آباديها است و ظاهرا اين مهر براى امور املاك اختصاصى به كار مىرفته ) نگين آن فيروزه و نقش آن عمارت ( آبادى ) بوده است . خاتم للمعونه ( معونه به معنى كمك و همراهى است و ظاهرا براى احكام مستمريها و عطاها و حقوق‌ها و مانند اينها به كار مىرفته ؛ گويد نگين آن ياقوت سرمه‌اى و نقش آن تأنّى ( درنگ ) بود . خاتم للبريد ( مهرى براى نامه‌هاى بريد ) گويد نگين آن ياقوت سرخ بود كه چون آتش مىدرخشيد و نقش آن وفأ ( رسيدن ) يا رجأ ( اميد ) بود . « 2 » مسعودى از خسرو پرويز نه مهر نام برده و جنس و نقش آنها را هم وصف كرده و گفته كه آنها در امور مملكتى به كار مىرفته‌اند و كاربرد آنها را بدين ترتيب ذكر كرده است : نخست مهرى كه نگين آن ياقوت سرخ و نقش آن صورت شاه و گرداگرد آن صفت شاه نوشته شده بود و حلقهء آن الماس بود و بدان نامه‌ها و سجل‌ّها مهر مىشد .

--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان - ترجمه فارسى رشيد ياسمى ، ص 276 . ( 2 ) . مروج الذهب ، پلّا 1 / 309 .